تبليغاتX
جعبه ای به نام رادیو
جعبه ای به نام رادیو

رادیویی به نام جوان

 

حقیقت که بر ملا شود٬همه ی سوال ها جواب می شود.

حقیقت که بر ملا شود٬همه ی نقشه ها نقش بر آب می شود.

اما واقعیت این است که حقیقت در پس فردا ها بر ملا خواهد شد٬

و همیشه امروزی هست که برای وجود فرداها تبدیل به تلاش می شود.

 

نوشته شده در 88/04/14ساعت توسط شیوا شوق| |
 

یعنی داره شروع میشه؟!

نوشته شده در 88/04/11ساعت توسط شیوا شوق|
 

این بار از تو می نویسم و برای تو.

تویی که با سفر چند روزه ات به این شهر٬حال و هوای مرا به کلی عوض کردی.

فهیمه ی عزیزم

 رتبه ی ۲۳ کنکور کارشناسی ارشد در آستانه ی ۲۳ امین بهار زندگانی بر تو مبارک و شیرین.

به امید دیدار دوباره...

نوشته شده در 88/03/04ساعت توسط شیوا شوق| |
  

در جلسه ی گروه تجربی و در حین بحث و بررسی برهم کنش الکترون ـ فونون چشمم به چیزی قریب در گوشه ی آزمایشگاه افتاد.برای دقایقی ذهنم از مباحثه دور شد و خیره بر آنسوی آزمایشگاه ماندم. باورکردنی نبود.جعبه ی عزیز و دوستداشتنی من٬همان جعبه ی رویا و صدا٬ زیر قفسه ی پایان نامه ها جا خوش کرده بود.آن هم نه از نوع دیجیتالی و یا حتی آنالوگی های چندین سال پیش آن٬که از ابتدایی ترین گونه های دو موج آن.ذوقی در دلم٬لبخندی بر لبانم نشاند و با خود گفتم:این هم ربط رشته ام فیزیک حالت جامد و شغلم نویسندگی رادیو جوان.بگذریم که چگونه با نگاه یکی از دانشجویان سال آخر دکترا بازگشتم به فضای مباحثه و درس و کلام

 

      

       

       .شست و نهمین سالگرد تاسیس رادیو(در ایران)بر همه ی رادیوییها مبارک باد

 

نوشته شده در 88/02/04ساعت توسط شیوا شوق| |
 

این روزها اتفاقات عجیبی می افتد...خیلی عجیب

نمیدانم ولی:

شاید همه ی این اتفاق ها باید بیفتد تا من از تمامی آنچه که دوست می دارم بگذرم.

از تمامی آنچه که دوست می دارم...

نوشته شده در 88/01/26ساعت توسط شیوا شوق| |
 

چه سالی بود پارسال!

عجب سالی باشه امسال!

عجالتا "نوترین روز سال بر شما مبارک"

نوشته شده در 87/12/30ساعت توسط شیوا شوق| |