رادیویی به نام جوان
حقیقت که بر ملا شود٬همه ی سوال ها جواب می شود. حقیقت که بر ملا شود٬همه ی نقشه ها نقش بر آب می شود. اما واقعیت این است که حقیقت در پس فردا ها بر ملا خواهد شد٬ و همیشه امروزی هست که برای وجود فرداها تبدیل به تلاش می شود. این بار از تو می نویسم و برای تو. تویی که با سفر چند روزه ات به این شهر٬حال و هوای مرا به کلی عوض کردی. فهیمه ی عزیزم رتبه ی ۲۳ کنکور کارشناسی ارشد در آستانه ی ۲۳ امین بهار زندگانی بر تو مبارک و شیرین. به امید دیدار دوباره... در جلسه ی گروه تجربی و در حین بحث و بررسی برهم کنش الکترون ـ فونون چشمم به چیزی قریب در گوشه ی آزمایشگاه افتاد.برای دقایقی ذهنم از مباحثه دور شد و خیره بر آنسوی آزمایشگاه ماندم. باورکردنی نبود.جعبه ی عزیز و دوستداشتنی من٬همان جعبه ی رویا و صدا٬ زیر قفسه ی پایان نامه ها جا خوش کرده بود.آن هم نه از نوع دیجیتالی و یا حتی آنالوگی های چندین سال پیش آن٬که از ابتدایی ترین گونه های دو موج آن.ذوقی در دلم٬لبخندی بر لبانم نشاند و با خود گفتم:این هم ربط رشته ام فیزیک حالت جامد و شغلم نویسندگی رادیو جوان.بگذریم که چگونه با نگاه یکی از دانشجویان سال آخر دکترا بازگشتم به فضای مباحثه و درس و کلام .شست و نهمین سالگرد تاسیس رادیو(در ایران)بر همه ی رادیوییها مبارک باد این روزها اتفاقات عجیبی می افتد...خیلی عجیب نمیدانم ولی: شاید همه ی این اتفاق ها باید بیفتد تا من از تمامی آنچه که دوست می دارم بگذرم. از تمامی آنچه که دوست می دارم... چه سالی بود پارسال! عجب سالی باشه امسال! عجالتا "نوترین روز سال بر شما مبارک"
نوشته شده در 88/04/14ساعت
توسط شیوا شوق| |
نوشته شده در 88/03/04ساعت
توسط شیوا شوق| |
نوشته شده در 88/02/04ساعت
توسط شیوا شوق| |
نوشته شده در 88/01/26ساعت
توسط شیوا شوق| |
نوشته شده در 87/12/30ساعت
توسط شیوا شوق| |


