دوستان این روزگار را آزمودم و دوریشان را اختیار کردم. چرا که اگر نیک بنگری همگی دوستان حضور اند و دشمنان غیاب.
+ نوشته شده در 87/09/26ساعت 18:36 توسط شیوا شوق
باور کردنی نیست اما عصر هنگام خبری شنیدم بس تاسف بار. خبری از یک همسایه خبری از یک پدربزرگ طناز مهربان ظهر که از مقابل خانه اش گذشتم خبری نبود . عصر اما انگار... انگار صدای اهنگ تلفن از رفتنی خبر می داد. رفتن او رفتن هنرمندی بی تکرار: رضا ارحام صدر استاد طنز ایران برای من ولی همان همسایه ی مهربان. باور کردنی نیست اما یادش تا همیشه جاویدان راستی ای آذر...ای آذر ماه نامهربان حواست هست تا به حال چند هنرمند واقعی را از ما گرفته ای؟! ۸۷/۹/۲۴
+ نوشته شده در 87/09/24ساعت 23:19 توسط شیوا شوق
قانون تلفن: اگر شما شمارهای را اشتباه گرفتید، آن شماره هیچگاه اشغال نخواهد بود.
قانون صف:اگر شما از یک صف به صف دیگری رفتید سرعت صف قبلی بیشنر از صف فعلی خواهد شد.
قانون تعمیر: بعد از این که دستتان حسابی گریسی شد، بینی شما شروع به خارش خواهد کرد.
قانون کارگاه: اگر چیزی از دستتان افتاد، قطعاً به پرتترین گوشه ممکن خواهد خزید.
قانون معذوریت: اگر بهانهتان پیش رئیس برای دیر آمدن پنچر شدن ماشینتان باشد، روز بعد واقعاً به خاطر پنچر شدن ماشینتان، دیرتان خواهد شد.
قانون روبرو شدن: احتمال روبرو شدن با یک آشنا وقتی که با کسی هستید که مایل نیستید با او دیده شوید افزایش مییابد.
قانون نتیجه: وقتی میخواهید به کسی ثابت کنید که یک ماشین کار نمیکند، کار خواهد کرد.
قانون تئاتر: کسانی که صندلی آنها از راهروها دورتر است دیرتر میآیند.
قانون قهوه: قبل از اولین جرعه از قهوه داغتان، رئیستان از شما کاری خواهد خواست که تا سرد شدن قهوه طول خواهد کشید.
منبع:یک ایمیل رسیده!
+ نوشته شده در 87/09/23ساعت 16:51 توسط شیوا شوق |
"روح های بزرگ و ارجمند همیشه با مخالفت خشونت آمیز افکار عوام درگیر بوده اند."
+ نوشته شده در 87/09/07ساعت 9:24 توسط شیوا شوق