تبليغاتX
روزگار جوانی
 

  • دیدی ای دل!...دیدی که چگونه حق را در جعبه ای رنگین پیچیده و با خود بردند.دیدی که از بی عدالتی چه کوهی بر دوش سوار کردند.دیدی که بارها و بارها از حق خودت بخشیدی و هر روز زیاده تر خواستند.دیدی که بعضی دردها مثل حسادت درمان نخواهد شد.حالا تو هی بگذر...تو هی مدارا کن...هی بگو فردایی هم هست...آخر تا کی دل من؟!

 

  • از انتخاب بین این چیز و آن چیز رسیده ام به انتخاب بین این کس و آن کس.به نظرم این دومی سخت تر و البته هیجان انگیزتره.این یعنی یک قدم به جلو!

 

  • دایی حرفت عمیق و تاثیرگذار بود.دارم بهش فکر می کنم.فقط یه کم فرصت می خوام..فقط یه کم 

 

  • تا زنده رود زنده است دریابیدش...به سراغش بروید..هر روز...رنگین کمان برگ های پاییزی کنار آبی جاریش باور کنید زیباست.

 

  • سه شنبه ی گذشته٬اوقات زیبایی بود٬تا نیمه های شب...باورم شد که گذشته های خوب باز هم       می تواند تکرار شود...متفاوت تر از همیشه اما!

 

  • دارم فکر می کنم بین دکتر س و دکتر ع چقدر میتونه تفاوت باشه مگه؟!

             (عمرا بگم چی به چیه!)

 

+ نوشته شده در 88/08/22ساعت 13:5 توسط شیوا شوق |